کتاب «فائده گرایی» اثر جان استیوارت میل
، و ترجمۀ مرتضی مردی‌ها توسط نشر نی در سال ۱۳۸۸ به چاپ اول رسید. این کتاب ترجمه‌ای است از Utilitarianism، Oxford – New York، Oxford Universiyy Press، ۱۹۹۸.
در فصل اول فایده گرایی، که عنوانش «ملاحضات کلی» است، میل هدف کتابش را چنین بیان می‌کند:
من... تلاش خواهم کرد به فهم و قدر‌شناسی نظریه فایده گرا یا نظریه خوشبختی کمک کنم و به سمت یافتن دلایلی متناسب با آن گام بردارم.
می‌ل معتقد است اصل فایده «در ساختن مکاتب اخلاقی، حتی آن مکاتبی که با تمسخر و بی‌اعتنایی مرجعیت خوشحالی در اخلاق را انکار می‌کنند، نقش مهمی داشته است.»
می‌ل، پیش از آنکه به سراغ توضیح فایده گرایی و دفاع از آن برود، دو اصل کلی را که باید راهنمای ما در پروراندن نظریه‌ای اخلاقی باشد مطرح می‌کند، نخست می‌گوید:
همه اعمال در جهت هدفی هستند، و به نظر طبیعی می‌آید که فرض را بر این بگذاریم که چند و چون قواعد حاکم بر اعمال وابسته هدفی است که این قواعد در خدمتش هستند.
اصل دوم او اصلی است که تقریباً همه فیلسوفان اخلاق عمل ـ بنیاد آن را می‌پذیرند:
در بُنِ هر اخلاقی یا باید یک اصل یا قانون بنیادین باشد، یا اگر چند اصل یا قانون در بُنِ آن وجود دارد، باید میان آن‌ها مراتب و تقدّم و تأخّری قطعی وجود داشته باشد؛ و یک اصل، یا قاعده‌ای برای داوری میان اصول مختلف به هنگام پیش آمدن تضاد می‌انشان، مسلّم و بی‌نیاز از اثبات باشد.
می‌ل پس از بیان این دو اصل، حال در فصل دوم به سراغ توصیف این مطلب می‌رود که «فایده گرایی چیست؟» میل هم، مثل بنتام، «لذت طلبی» را بیانگر درست «هدف» مناسب همه اعمال می‌داند و بنابراین «لذت طلبی» را بنیان نظریه‌اش قرار می‌دهد:
آن نظریه زندگی که این اخلاق فایده گرا بر آن مبتنی است... این است که لذت، و رهایی از رنج تنها چیزهایی هستند که به عنوان غایت، مطلوب‌اند؛ و همه چیزهای مطلوب... مطلوبند، یا این جنبه که لذتی در خود آن‌ها وجود دارد، یا از این جنبه که وسیله‌ای در جهت افزایش لذت و کاهش درداند.
میل در این فصل به هفت نقد وارد بر اصل فائده گرایی می‌پردازد و به آن‌ها پاسخ می‌دهد.
نقد نخست: این منتقدان این فرض را که زندگی (بر اساس آنچه آن‌ها اظهار می‌کنند) غایتی بر‌تر از لذت ندارد – هیچ چیز بهتر و شکوهمند‌تر از میل و ارضا نیست – به شدت زبون و پست می‌شمارند این آموزه را صرفا درخور خوک‌ها می‌دانند.....
پاسخ میل به این ایراد:
انسان قوا و قابلیت‌هایی دارد بسیار فرا‌تر و رشد یافته‌تر از اشتهای حیوان، و هنگامی که کسی از چنین قوا و قابلیت‌هایی آگاه باشد، هیچ حالتی را که مشتمل بر ارضای آن‌ها نباشد، حال خوش محسوب نخواهد کرد.... تشخیص این حقیقت کاملا در همسازی و تناسب با اصل فایده است که بعضی انواع لذت نسبت به بعضی دیگر خواستنی‌تر و ارزشمندترند. بسیار نامعقول خواهد بود که، در حالی که در برآوردِ هر چیزی، کمیت و کیفیت آن، هر دو، مورد توجه قرار می‌گیرد، ارزیابی لذت، صرافا پیرو معیارهای کمی تلقی شود.
می‌ل جملهٔ مشهورش را در جواب این نقد می‌آورد: «بهتر است انسانی ناراضی باشیم تا خوکی راضی؛ بهتراست سقراطی ناراضی باشیم تا احمقی راضی»
نقد دوم: میل در پاسخ کسانی که می‌پرسند «ما چه حقی داریم که شاد باشیم؟» می‌گوید که هدف عمل شادکامی خودمان نیست بلکه شادکامی همگان است. پس باید بکوشیم با احتساب شادکامی یکایک آدم‌ها بیشترین شادکامی خالص را به بار آوریم. فایده گرایی نه نوعدوستانه است نه خودخواهانه.
نقد سوم بر فایده گرایی: برخی منتقدان، با این فکر که هر کسی در موارد بسیار ناچار است رفاه و آسایش خودش را فدای خیر همگان کند، می‌گویند «این معنا فرا‌تر از طاقت بشری است.» اما میل بدرستی پاسخ می‌دهد که یک نظریه خوب اخلاقی بایستی آرمانی پیش روی ما بنهد که تلاش کنیم به آن برسیم. و می‌گوید نظریه فایده گرایی از کسی طلب نمی‌کند که انگیزه خیر خواهانه در عملش داشته باشد: «انگیزه ربطی به اخلاقی یا غیراخلاقی بودن عمل ندارد.» ممکن است آدم انگیزه‌اش نفع شخصی باشد، اما چون عملش منجر به پیامد‌های خیر برای همگان می‌شود، عملش از نظر اخلاقی درست باشد: «خیل کثیری از اعمال خیر به قصد خیر رساندن به دنیا انجام نمی‌گیرند، بلکه خیر و نفع شخصی در آن‌ها دخیل است...» و سرانجام، میل خاطرنشان می‌کند که قلیلی از ما در موقعیتی قرار می‌گیریم که احتمال داشته باشد اعمال ما بر شمار کثیری از آدم‌ها تأثیر گذار باشد، بنابراین، بعید است که مجبور باشیم در موارد بسیار زیادی شادکامی خود را فدای خیر عمومی کنیم.
نقد چهارمی که میل مورد بررسی قرار می‌دهد این است که «فایده گرایی باعث می‌شود آدم‌ها سرد باشند و احساس همدردی را در آن‌ها از بین می‌برد.» پاسخ میل این است که این نقد بر همه نظریه‌های اخلاقی عمل ـ بنیاد وارد است، چون در این نظریه‌ها اعمال بر حسب پیروی یا عدم پیروی از اصول صحیح ارزیابی می‌شوند، و نه بر این اساس که آیا اشخاص دوست داشتنی هستند یا نه.
نقد پنجم بر فایده گرایی: گفته می‌شود فایده گرایی «آموزه‌ای بیخداست.» میل اما بدرستی متذکر می‌شود که می‌توان به خدا اعتقاد داشت و در عین حال کوشید اصلی اخلاقی به دست داد که همگان باید از آن پیروی کنند. این به معنای «معنا کردن اراده خداوند برای خودمان» است. همانگونه که بعد‌تر در کتاب می‌نویسد، اصل فایده گرایی را براحتی می‌توان به دیده اصلی نگریست که خدا هم از ما می‌خواهد از آن پیروی کنیم.
نقد ششم یک مشکل عملی را پیش روی فایده گرایی قرار می‌دهد: «پیش از عمل، زمان کافی برای محاسبه و سبک و سنگین کردن تأثیرات هر شیوه رفتاری بر شادکامی عمومی وجود ندارد.» می‌ل، این پرچمدار همیشگی استدلال استقرایی، می‌گوید ما می‌توانیم پیش بینی‌های قریب به یقینی در مورد پیامد‌های اعمالمان داشته باشیم چون: در طول کل گذشته تاریخی، انسان‌ها بنا به تجربه سمت و سوی اعمال را دریافته‌اند؛ و در دوراندیشی و اخلاق در زندگی همه مبتنی بر این تجربه است.
در فصل سوم، میل، مثل بنتام، به بررسی «فشار‌ها» می‌پردازد ـ یعنی فشارهایی که می‌توان بر افراد اعمال کرد یا به طور طبیعی وجود دارند ـ فشارهایی که افراد را وامی دارد از اصل فایده پیروی کنند. او بحث را با این پرسش آغاز می‌کند:
چرا من ملزم به ارتقای شادکامی همگانی هستم؟ اگر شادکامی خود من در چیز دیگری است، چرا ترجیحم آن چیز دیگر نباشد؟
عنوان فصل چهارم کتاب فایده گرایی چنین است: «چه نوع برهانی برای اصل فایده می‌توان اقامه کرد.» این فصل عملاً حاوی دفاعی است از بخش لذت طلبانه نظریه فایده گرایی. در این فصل، میل به این موضع رسمی بنتام و خودش وفادار نمی‌ماند که «مسائل مربوط به اهداف غایی برهان پذیر یا اثبات کردنی نیستند.» میل آشکارا برهانی برای بخش نخست دیدگاه لذت طلبانه، یعنی اینکه «هر لذت (یا شادکامی) ذاتاً خوب است» اقامه می‌کند. عموماً پذیرفته‌اند که این برهان یک مغالطه طبیعی است، یعنی می‌کوشد از این گزاره «است» یک گزاره «باید» استخراج کند. میل در واقع می‌گوید چون مردم شادکامی را طلب می‌کنند، پس باید آن را طلب کنند (یعنی شادکامی مطلوب است).
در فصل پنجم فایده گرایی، میل استدلالی نیرومند در برابر منتقدان عرضه می‌کند و نمودار زیر را تصویر درستی از رابطه میان عمل درست، آنچه در خدمت فایده است قلمداد می‌کند:
آنچه درست است = آنچه در خدمت فایده است

 

 

 

 


«موارد عادی‌تر فایده» / «احسان»                                                         آنچه عادلانه است

میل می‌گوید عدالت، «که مبتنی بر فایده است»، «جزء اصلی و به نحوی غیر قابل قیاس مقدس‌ترین و الزام آور‌ترین جزء هر اخلاقی است.» عدالت شاخه‌ای از «فایده اجتماعی» است که «بس بسیار مهم‌تر از موارد عادی‌تر فایده یا احسان و بنابراین مطلق و حکم است» ـ و در نتیجه، به نظر او «تفاوتش فقط درجاتی نیست، بلکه نوعی هم هست.»

فهرست مطالب:
۱/ ملاحظات کلی
۲/ فایده باوری چیست؟
۳/ دربارۀ الزام بنیادین اصل فائده
۴/ دربارۀ نوع دلیلی که به نفع اصل فایده می‌توان انگیخت
۵/ دربارۀ ربط میان علت و فایده
افزوده مترجم: درآمد، خوشبختی، لذت برتبر و فرو‌تر، فایده گروی عمل و قاعده، مغالطه و استدلال؛ و غیره.
----------------------
کتاب «فلسفۀ جان استیوارت میل، اثر سوزان لی اندرسون، و ترجمه خشایار دیهیمی (طرح نو)» پیش درآمد خوبی برای مطالعه این کتاب است.
-----------------------------------------------

جان استیوارت میل .

-----------------------
متن کتاب:Utilitarianism

دانلود

----------------------------------------
مطالب مرتبط :
کتاب «اخلاق» نوشتۀ جورج ادوارد مور
کتاب مبانی اخلاق، نوشتۀ جورج ادوار مور