كتاب «امر اخلاقي، امر متعالي»

بحث درباره زمينه هاي عقلي و فلسفي اخلاق و به تعبير درست تر نگاه فلسفي به مقوله اخلاق امري تازه نيست. از همان بدو تاريخ فلسفه مباحث گوناگون اخلاقي در مركز گفتار فلسفي قرار داشته اند، تا جايي كه مي توان با واژگان امروزي سقراط را بزرگ ترين فيلسوف اخلاق جهان باستان خواند. اما تا جايي كه به مباحث تخصصي ارتباط مي يابد، فلسفه اخلاق به عنوان شاخه يي مهم از فلسفه كه عمدتا در دنياي آنگلوامريكن پا گرفته است و زيرشاخه يي از فلسفه تحليلي محسوب مي شود، رشته يا شاخه يي جديد از فلسفه هاي مرتبه دوم همچون فلسفه دين، فلسفه هنر، فلسفه علم و فلسفه منطق است. اين شاخه فلسفي همچنين دسته بندي هاي خاص خودش را دارد. مثلابنا به مشهورترين اين دسته بندي ها، به سه شاخه اصلي فرااخلاق، اخلاق هنجاري و اخلاق كاربردي تقسيم مي شود كه در اولي مفاهيم كليدي اخلاقي چون خير، شر از حيث وجودشناختي و معرفت شناختي مورد بحث قرار مي گيرند، در حالي كه در اخلاق هنجاري به معيارهاي عمل اخلاقي پرداخته مي شود و خود دسته بندي هايي چون اخلاق وظيفه گرا، اخلاق عمل گرا، اخلاق پيامدگرا و اخلاق فضيلت باور دارد. در اخلاق كاربردي نيز به كاربست مباحث اخلاقي در حوزه هاي ديگر چون سياست، حرفه هاي گوناگون و... پرداخته مي شود. در هر يك از اين شاخه ها امروز كارشناسان و محققان بسياري مي نگارند و از زواياي گوناگون بحث فلسفي پيرامون اخلاق و نسبت آن با ساير حوزه هاي معرفتي چون دين، علم و سياست را برمي رسند. به تازگي نشر پارسه كتابي در حوزه فلسفه اخلاق منتشر كرده است. كتاب نخست با عنوان «امر اخلاقي، امر متعالي» نوشته سروش دباغ، دكتراي فلسفه اخلاق از انگلستان است. كتاب مجموعه از جستارهاي اخلاقي اين نويسنده است كه پيش از اين نيز در همين زمينه آثاري چون «آيين در آيينه» و «عام و خاص در اخلاق» را از او شاهد بوده ايم. نخستين مقاله كتاب «كانت، ويتگنشتاين متقدم و نقد اخلاق تجربي» به بحث از اخلاق در فلسفه كانت و ويتگنشتاين و نسبت اين دو با هم مي پردازد. مدعاي اصلي كتاب آن است كه كانت و ويتگنشتاين در نقد اخلاق تجربي و نتيجه گرا، از دو مبدا گوناگون راه را آغاز كرده اند: كانت از مبدايي معرفت شناسانه مي آغازد، در حالي كه مدخل بحث ويتگنشتاين دلالت شناسانه است. اخلاق كانتي شناخت گرا و اخلاق ويتگنشتايني غيرشناخت گراست. دومين و سومين مقاله با نام هاي «بررسي مادري جايگزين از منظر فايده گرايي عمل محور» و «بررسي اتانازي داوطلبانه غيرفعال از منظر اخلاق راس» متعلق به حوزه اخلاق كاربردي هستند و دو مقاله بعدي يعني «مباني اخلاقي دموكراسي» و «اندرباب اخلاق و سياست» به نسبت اخلاق و سياست مي پردازند. ديگر مقالات اين كتاب عبارتند از: «تعبد و مدرن بودن»، «عرفان و روشنفكري ديني»، «ويتگنشتاين و نگريستن از وجه ابدي»، «تطور امر متعالي در منظومه سپهري»، «ايمان شورمندانه-ايمان آرزومندانه»، «واقعيت گرايي و كثرت گرايي ديني»، «كدام واقعيت»، «نوميناليسم وجود شناختي و فلسفه تحليلي» و «پوپر و سنت فلسفه تحليلي.»
نویسنده: سروش دباغ
تعداد صفحات: 290 صفحه
سال نشر: دوم – 1392
قطع: رقعی
جلد: شومیز
منبع: اعتماد