امروزه بحث از اخلاق بحثى میان رشته‌اى است و بسیارى از دانشهاى تجربى مانند روانشناسى تجربی مى‌توانند به ما درباره رشد قواى اخلاقى و تقویت اخلاق کمک کنند. به عنوان نمونه، تصور اکثر ما این است که ادبیات تنها می‌تواند از طریق دادن پند و اندرزهاى اخلاقى مستقیم به مساله اخلاق بپردازد.
در این تلقى که در جامعه ما باب است و به همه انواع هنر تسرى داده مى‌شود در بهترین حالت انتظار آن است که اثر هنرى پیامهاى اخلاقى‌اش را نه به صورت مستقیم بلکه به شکلى غیرمستقیم به مخاطب عرضه کند.
البته کسى منکر اهمیت الگودهى و تقویت رفتارهاى اخلاقى نیست، اما نکته آن است که تحقیقات روانشناسى بسیارى، راههاى دیگری را که از قضا شاید مؤثرتر هم باشند به ما معرفى کرده‏‌اند. یکى از این راه‌ها که ریشه در مطالعات مکتب رشدى- شناختى دارد مواجهه فعال با محیط و روبرو شدن با دوراهی‌هاى اخلاقى است.
بین حوزه اخلاق و حوزه حقوق فردی تمایز ظریفی وجود دارد. در اینجا مسئله در واقع به رسمیت شناختن فرد است که در قصه‏‌های کلاسیک کمتر وجود دارد. در جهان امروز و به تبع در ادبیات مدرن برخی حوزه‌ها هستند که حوزه اختیارات و آزادی‌های فردی‏اند و نمی‌توان امر و نهی اخلاقی را به آن‌ها بسط داد.

كتاب «علم جامعه اخلاق (جستارهایی در ابعاد اجتماعی و اخلاقی علم)» توسط دکتر شیخ رضایی و دکتر کرباسی زاده منتشر شد. این کتاب که به جنبه‌های اجتماعی و اخلاقی حول علم می پردازد توسط نشر مینوی خرد و در ۳۳۶ صفحه با تیراژ ۱۵۰۰ نسخه منشر شده است و به قیمت ۱۵۰۰۰ تومان در کتابفروشی‌ها قابل دسترس است.