کتاب «مابعدالطبیعه اخلاق: فلسفه فضیلت» اثر ایمانوئل کانت، ترجمۀ منوچهر صانعی دره بیدی در سال 1379 منشر شد و در سال 1388 به چاپ سوم رسید. این کتاب ترجمه ای است از جلد دوم کتاب:
The Metaphysics of Morals (Die Metaphysik der Sitten, 1797).
مترجم محترم: کانت کتابی به نام مابعدالطبیعۀ اخلاق دارد شامل دو جزء یا دو باب: باب اول آن به نام «اصول اولیۀ مابعدالطبیعی تعلیم حق» که ما در این مقدمه برای رعایت اختصار آن را «فلسفۀ حقوق» می نامیم؛ و باب دوم به نام «اصول اولیۀ مابعدالطبیعی تعلیم فضیلت» که ما از آن به «فلسفه فضیلت» نام خواهیم برد. کانت در باب اول می کوشد اصول حقانی و مبانی حقوق را از عملکرد و ساخت عقل عملی استنتاج کند و در باب دوم سعی او این است که مبانی فضیلت را به همان شیوه از عقل عملی به دست آورد. روش کانت در تحریر مطالب کاملاً استنتاجی است؛ اما مضامین مورد بحث در این کتاب (در هر دو باب آن) نشان می دهد که از تاریخ فلسفۀ غرب و سنت های فلسفی پیش از خود بی تأثیر نمانده است. کانت در «فلسفه فضیلت» کوشیده است مبانی عقلانی فضیلت اخلاقی را بیان کند. کتاب فلسفۀ فضیلت شامل یک مدخل و دو باب است. در باب اول تحت عنوان شناخت عناصر عقلانی اخلاق، از تکلیف و رابطۀ آن با فضیلت بحث می کند. این باب قسمت اعظم حجم کتاب را به خود اختصاص داده است. باب اول شامل دو قسمت است:
قسمت اول تکالیف انسان نسبت به ذات خود سخن می گوید و مهمترین بخش کتاب را تشکیل می دهد. در قسمت دوم از تکالیف انسان نسبت به دیگران سخن رفته است. در باب دوم که حجم کمی از کتاب را اشغال کرده است کانت از روش تعلیم و تربیت سخن می گوید. مدخل نسبتاً مفصل کتاب شامل بحث دشوار و پیچیده ای است در مورد مفاهیم عمومی اخلاق، نسبت اخلاق به حقوق، جایگاه اخلاق در حوزۀ عقل عمومی و نسبت فضایل و حقوق به ارادۀ انسان.
چهار نظریه در مورد فضیلت:
1/ نظریۀ سقراطی افلاطون و ارسطو
؛ به این عنوان که فضیلت حد وسط بین افراط و تفریط در ارضای تمایلات نفسانی و به کار انداختن قوای نفس است. در این نظریه فضایل چهارگانۀ حکمت و شجاعت و عفت و عدالت در تمام فلسفۀ قدیم و قرون وسطی، فلسفۀ اخلاق رسمی و متعارف را تشکیل می داد. فضایل اخلاقی در این نظریه از تکامل طبیعت حیوانی انسان برخاسته است و کانت اساس آن را باطل می داند.
2/ نظریۀ رواقی فضیلت
؛ بدین مضمون که فضیلت عبارت است از مطابقت افعال با قانون طبیعی یا نظام ضروری طبیعت. در این نظریه انسان پاره ای از طبیعت تصور شده است و خاصیت ناتورالیستی فلسفۀ ارسطو در اینجا قوی تر است. به این عنوان که هیچ مرزی بین قوانین انسانی (اخلاق) و قوانین طبیعی وجود ندارد.
3/ نظریۀ کلام حاکم بر فرهنگ قرون وسطی
؛ بدین مضمون که فضیلت عبارت است از مطابقت فعل با فرمان خداوند از طریق معیارهای کتاب مقدس. این دیدگاه از هر جهت در مقابل دیدگاه های ارسطویی و رواقی بود. در آرای پیشین فضیلت از طبیعت انسان استنتاج می شد اما در اینجا پدیده ای الهی بود. معیار فضیلت در اینجا از آسمان نازل شده است و شرایط طبیعی زندگی انسان معیار فضیلت نیست. فضیلت بنابر این نظریه چیزی نیست که طبیعت انسان اقتضا می کند بلکه چیزی است که خدا بدان حکم کرده است. معیار حکم خدا در این نظریه کتاب مقدس بود با تفسیر دستگاه روحانیت (کلیسا).
4/ رأی کانت در باب فضیلت
؛ از نظر کانت فضیلت عبارت است از ادای تکلیف یا فعل مطابق تکلیف. اما صرف مطابقت با تکلیف برای تحقق فضیلت کافی نیست بلکه نیت فاعل باید فقط ادای تکلیف باشد و هیچ عالم و انگیزۀ دیگری در آن دخالت نداشته باشد.
کانت در دفتر اول از قسمت اول از باب اول کتاب، پس از ذکر مقدمۀ مفصلی در مورد مباحث عمومی اخلاق در دو فصل از تکالیف کامل انسان نسبت به ذات خویش سخن می گوید. در فصل اول تکلیف انسان نسبت به ذات خویش به عنوان یک حیوان مطرح است. در اینجا سه تکلیف وجود دارد و در مقابل هر تکلیفی رذیلتی:
الف) تلکیف صیانت ذات که رذیلت مقابل آن، خودکشی است.
ب) تکلیف حفظ نوع که رذیلت مقابل آن استعمال غیر طبیعی قوای جنسی است.
ج) تکلیف حفظ قوای حیاتی که رذیلت مقابل آن افراط در خوردن و نوشیدن است.
در فصل دوم از تکالیف انسان به عنوان یک موجود اخلاقی (و نه فقط یک حیوان) سخن می گوید: اساس تکلیف عبارت است از حفظ شرافت اخلاقی انسان به عنوان یک موجود آزاد. رذایل مقابل این تکلیف عبارت است از: دروغ، بخل (حرص) و تواضع کاذب (چاپلوسی). سپس در ادامۀ فصل سه بخش فرعی عنوان کرده است:
در بخش اول از وجدان به عنوان قاضی فطری و درونی افعال اخلاقی سخن می گوید. در بخش دوم از اولین فرمان تکلیف اخلاقی سخن می گوید به این عنوان که: خودت را بشناس.
موضوع قسمت اول باب اول کتاب تماماً تحقیق در تکالیف انسان نسبت به ذات خویش است و این قسمت پر حجم ترین بخش کتاب است. از اینجا می توان نتیجه گرفت که غایت اخلاق خودسازی و رساندن ذات خویش به کمال اخلاقی شایستۀ انسان است. مباحث این دفتر به دو بخش تقسیم شده است. در بخش اول سعی و کوشش انسان برای تکامل قوای طبیعی خود به عنوان یک تکلیف مورد بحث واقع شده است. انسان مکلف است قوای بدنی و ذهنی و روحی خود را تقویت کند.کانت قوای طبیعی انسان را به سه بخش بدنی، روحی و ذهنی تقسیم کرده است. در بخش دوم از رشد و تکامل اخلاقی به عنوان تکلیف سخن رفته است.
قسمت دوم از باب اول شاملی دو فصل است. موضوع فصل اول تکالیف انسان نسبت به دیگران است و از دو بخش تشکیل شده است. در بخش اول از دوستی و در بخش دوم از تکالیفی سخن رفته است که در مقابل صفات شایستۀ افراد دیگر بر دوش انسان است. از این قبیل است تواضع و احترام متقابل. موضوع فصل دوم تکالیف متقابل افراد نسبت به موقعیت های خاص اجتماعی آنهاست.
در باب دوم کتاب که موضوع آن روش تعلیم و تربیت است شامل دو بخش و یک ضمیمه است به عنوان نتیجۀ بحث. در بخش اول این باب روش تعلیم و تربیت و در بخش دوم ریاضت اخلاقی مورد بحث واقع شده است.
فهرست مطالب:
مقدمه مترجم / درآمد / مدخل تعلیم فضیلت
باب اول: در تعلیم عناصر اخلاقی
قسمت اول: تکالیف نسبت به خود به طور کلی
دفتر اول: تکالیف کامل در قبال خویش
فصل اول: تکالیف انسان به عنوان یک موجود حیوانی / فصل دوم: تکالیف انسان به عنوان یک موجود اخلاقی
بخش اول: تکلیف انسان به عنوان فاضی فطری / بخش دوم: اولین فرمان هر تکلیفی نسبت به خود / بخش فرعی: ایهام تفکر در مفاهیم اخلاقی
دفتر دوم: تکالیف ناقص انسان نسبت به خویش
بخش اول: تکالیف انسان در مورد رشد طبیعی خویش / بخش دوم: تکلیف انسانی در مورد تعالی کمال اخلاقی خویش
قسمت دوم: تکالیف فضیلت در قبال دیگران
فصل اول : تکالیف ما در قبال دیگران به عنوان صرفاً انسان
بخش اول: دوست داشتن افراد دیگر / بخش دوم: تکالیف ناشی از حرمت انسان ها
فصل دوم: تکالیف اخلاقی انسان ها نسبت به یکدیگر به لحاظ موقعیت هایشان
باب دوم: در تعلیم روش اخلاق
بخش اول: تعلیم اخلاق / بخش دوم: ریاضت اخلاقی
نتیجه: تعلیم دینی خارج از فلسفۀ اخلاق است.
------------------------------------------------------------
متن کتاب:

The metaphysics of morals

[PDF] از lulu.com 
 -----------------------------------------------------------
مطالب مرتبط:
فلسفه اخلاق کانت
فلسفه اخلاق کانت (2)
بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق اثر ایمانوئل کانت
کتاب «نقد عقل عملی» اثر ایمانوئل کانت

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 17:47 توسط عباس مهدوی |